بدون شک مدیریت، مهمترین بخش هر سازمان است. هیچ سازمانی نمیتواند اهداف خود را بدون مدیریت مناسب به دست آورد. در واقع مدیریت را میتوان قطب هر سازمان در نظر گرفت. مسلما پرداختن کامل به جایگاه مدیریت در کسب و کار خارج از حوصله یک مقاله کوتاه است و میتوان در مورد آن از هزاران کتاب و مقاله صحبت نمود. با این حال در این مقاله با زبانی ساده، به جایگاه مدیریت در کسب و کار میپردازیم. با ما همراه باشید.
پیتر دراکر (از برجستهترین نظریه پردازان مدیریت) دربارهی اهمیت مدیریت گفته است: همانطور که درختان از سر، فاسد میشوند و از بین میروند، یک سازمان هم، زمانی دچار نابودی میگردد که مدیر آن سازمان، توانایی مدیریت را نداشته باشد. همچنین آلفرد مارشال (اقتصاد دان) نیز نقش مدیران را در توسعه و پیشرفت مورد توجه قرار داده و میگوید:
اگر سرمایههای جهان و ابزار و ماشینآلات، یکباره نابود شوند، اما مدیران ماهر، زمام امور را به دست داشته باشند، توسعه و پیشرفت از قبل هم، شکوفاتر خواهد شد.
اگر بخواهیم مدیریت را در یک جمله خلاصه کنیم، به نظر میرسد که این تعریف، بسیار مناسب باشد: مدیریت یعنی با کمترین منابع، بیشترین بهرهوری را داشته باشیم.
در واقع مدیریت را میتوان با مسئولیت یک مجموعه، همارز دانست و بیان کرد که مدیر، کسی است که مسئولیت کل یک سازمان یا بخشِ تفکیک شده و قابل تشخیصی از سازمان بر عهدهی اوست.
مدیریت کسب و کار ممکن است دارای سطح وسیعی از مسئولیت باشد که بستگی به سازمان موردنظر دارد. با این وجود، برخی عملکردهای کلی در همه کارهای مدیریتی موجود است که شامل: برنامهریزی، سازماندهی، تعیین کارکنان، جهتدهی امور، کنترل و بودجهبندی میشوند.

عملکردهای کلی در مدیریت کسب و کار:
- برنامهریزی: مدیر کسب و کار ملزم به برنامهریزی و آمادهسازی سازمان جهت رسیدن به اهداف مورد نظر است مانند: تحقیق بازار و ارائه استراتژی. به طور اساسی این عملکرد نشاندهنده محل قرارگیری سازمان، جهتگیری آن و چگونگی تأمین منابع است.
- سازماندهی: زمانی که اهداف تعریف شدند، مدیر کسب و کار مسئولیتهای مورد نظر را تشخیص داده، افراد را مورد آنالیز قرار میدهد و ابزار مورد نیاز را برآورد میکند و به تقسیم وظایف میپردازد. این مرحله ممکن است شامل بازبینی سازمان، توسعه گروههای جدید و یا تعریف مشاغل جدید باشد. هدف در این مرحله، ایجاد محیطی بهینه برای عملکرد مؤثر و نتیجهبخش است.
- تعیین کارکنان: سرمایههای انسانی برترین داراییهای سازمان هستند. نحوه مصاحبه، استخدام، آموزش، رهبری، انگیزهبخشی و تاثیرگذاری بر کارمندان، یکی از اصلیترین نقشها را در موفقیت شرکت ایفا میکند و این موضوع به هیچ وجه قابل کتمان نیست. به همین دلیل در عملکردهای اصلی مدیر کسب و کار میباشد.
- جهتدهی امور: نکته جالب در مورد جهتدهی امور به دست آوردن نقطه بالانس بین کارکنان مورد نیاز و تولید اقتصادی است. این امر شامل تخصیص مناسب منابع و فراهم نمودن سیستم حمایتی است که به مسائل سریعاً پاسخ دهد. یک مدیر کسب و کار لازم است با داشتن شخصیت فردی بالا، به کارکنانش روحیه بدهد و آنها را جهت دستیابی به اهداف مشترک هدایت کند.
- کنترل: منظور ارزیابی کیفیت در تمام مراحل سازمان است. یک مدیر کسب و کار با دنبال کردن فرآیندها و مقایسه آنها بر اساس یک نقشه استراتژیک، انحراف از هدف را به حداقل میرساند. کنترل امور شامل تحلیل هزینهها، مدیریت اطلاعات، اندازهگیری عملکرد و عملکرد به موقع است.
- بودجهبندی: دنبال نمودن و بازبینی بودجه یکی از عوامل بسیار بحرانی موفقیت هر مدیر است. نشناختن هزینهها، نداشتن بودجهبندی و نبود استراتژیهای مشخص در این زمینه عامل شکست بسیاری از کسب و کارها میباشد.
نکتهای که در جایگاه مدیریت در کسب و کار وجود دارد، این است که فراموش نکنیم میتوان با افزایش میزان خلاقیت و نوآوری، در راستای کارآمدتر بودن سازمان فعالیت داشت. موفقیت هر كسب و كاری رابطه نزدیكی با مدیریت صحیح كسب و كار دارد و نباید صرفا آن را یک عمل آكادمیک محسوب نمود. مدیریت در حقیقت هدایت افراد، تأثیرگذاری بر کسبوکار و تصمیمگیری به موقع و صحیح است که میبایست مهارتهای آن را به مرور زمان کسب کرد و ارتقا داد.
گروه صنعتسازان ملچ با ارائه خدمات متنوعی از قبیل مشاوره کسب و کار و اخذ گواهینامههای بینالمللی استانداردهای مدیریتی در کنار سرمایهگذاران، کارآفرینان، مدیران و فعالان تمامی صنایع و کسبوکارها میباشد تا سهم خود را در بهبود وضعیت جامعه ایفا نماید.